روز خوب یا روز بد؟ - تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 12:42
تا وقتی که زندهایم و مشمول "زندگی"، روزهای خوب و روزهای بد انتظارمونو میکشن...توی روزای بد که تکلیف مشخصه! باید بگذاری و بگذری... بپذیری و تا بشه کلافه نشی و تلاش کنی جمعبندی روزت رو تا میتونی خوب
بازم غر :)) - تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 12:42
پیش نوشت 1: احتمالا تا روز کنکور باید این بخش صدرا رو هم تحمل کنین :دی پیش نوشت 2: به نظرم نخونینش اصن :)) ----------------------------- بابا اصن چه خبرتونه؟!!چی شد اینجوری شد اصلا؟!بابا مام بچه بودی
خیره به خورشید چشم - تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 12:42
میدونی؟اولین باری که شنیدم که یک نفر نمیتونه توی آینه به چشمای خودش نگاه کنه خیلی تعجب کردم! دقت کن! حتی "نگاه کردن" هم براش ممکنه سخت باشه، چه برسه به لذت بردن ازش!تعجبم بخاطر این بود که همیشه وقتی
زندانی - تاریخ: 1398/3/17 ساعت: 12:42
یک پنجرهی کوچک در یک دیوار بزرگ نور اندک آخر شب را به داخل میآورد یک ضربهی غیر منتظره در آخرین ساعات شب یک تکهی جدا شده از دیوار یک جای خالی و پر شدن دریچهی نگاه یک زندانی آخرین ضربه؟ نه! آنها
TODO list - تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 23:22
این کنکور اردیبهشت انقد وقتمو پر کرده که نمیدونم کی میخوابم و کی غذا میخورم و کی درس میخونم :/ میخوام چند تا پست بذارم برای خودم، مث پارسال.. هنوز وقت نشده! فعلا تیترهاشو اینجا میگم که ذهنم خالی
گذشته، آینده یا حال؟ - تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 23:22
وقتی توی اتوبوس نشستی و داری آهنگ گوش میکنی و چشمت به منظرههای خیابون انقلاب دوخته شده، چند حالت برای آگاهیت میتونه وجود داشته باشه.. میتونی چیزی نبینی و نشنوی و توی خاطراتت غرق شده باشی یا به آ
باید دل سپرد.. - تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 23:22
سکوت باید سکوتی معنادار برای تکرار نبودن سکوتی کشدار برای تازه شدن سکوتی سخت برای پختگی سکوت اما انتها ندارد! مبادا غرقش شوی! مبادا نفهمی و بگذرد! فرصتهای "زندگیکردن" را میگویم باید دل سپرد حیف
مرثیهای برای یک ایران... - تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 23:22
آسمان سرِ باریدن دارد و من دلنگران مردمم هستم یک سر میبارد و مىپروراند سرِ دیگر میبارد و مىمیراند من ماندهام بارشش را بخواهم یا نباریدنش را؟! وقتى نمیبارد، زمین تشنه است تابستان مردم تشنه اند
آفرینشگری به روش ژرف - تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 23:22
برای آفریدن میشه مثالهایی مثل سرودن، نوشتن، بداهه نوازی و خیلی مدلهای دیگه آورد. اما مدلی که ما توی کلاس بهش تشویق شدیم، مدلیه که به هیچ چیز به جز یه قلم و کاغذ نیاز نداره.. بیان ادبی احساس، یا همون
دلنوشتهی ماشینی - تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:41
تو ماشین نشستیم و به سمت اصفهان داریم میرونیم... یهو دلم خواست لپتاپم پیشم بود و بلاگمو باز میکردم و این کلماتی که دارن از ذهنم تراوش میکنن رو توش ثبت میکردم... این شد که رفتم توی saved messages تلگرا
another level-up begins - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
وقتی یه بخش از زندگی تموم میشه، انگار باید همهی خاطراتش هم باهاش تموم بشه... حالا این گزاره به اندازهای که تموم شدن اون بخشه مهم باشه درستتر به نظر میرسه! وقتی بخوای از خونه و خونواده مستقل شی، گو
دو کلام حرف حساب! - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
هر انسانی در دریایی از امکانات متولد میشه و ناچار از انتخاب کردنه و با امکاناتی که انتخاب میکنه وجود خودش رو میسازه هر امکانی به محض اینکه انتخاب میشه متعلق به گذشته میشه؛ بنابراین گذشته ما انتخاب
من مرد تنهای شبم - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
من مرد تنهای شبم تب و ضعف باعث بیداریش شد یه نگاه به ساعت کرد کمی از ۵ گذشته بود خواست بلند بشه و آبی به دست و صورتش بزنه که کمی از تب فروکش کنه ولی ضعفش بیشتر از چیزی بود که فکرشو میکرد خواست گوشی
بدون عنوان - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
وقتی دیگر چیزی برای خلق کردن نداشتی، شاید آنگاه خویشتن را آفریدی...* یه قصه بنویس با theme «ما نمیبازیم؛ یا میبریم، یا میآموزیم**»... و توش از قدرت واژهها استفاده کن. --------------------------------- * ترتیب socialization و individuation ** واژهی باخت رو انکار نمیکنی! transformش میکنی... ----------...
ما نمیبازیم! یا میبریم، یا میآموزیم... - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
داشت به دونه های ریز و درشت برف که توی هوا آروم آروم میرقصیدن و پایین میرفتن نگاه میکرد و به مسیری که تا حالا ازش گذشته -تا جایی که یادش میومد- فکر میکرد.. چه پستی و بلندیها، شادی و غمهایی که تا
جمعبندی بهمن - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
پر از پر از اتفاق :| آفرینشگری ژرفی سینما (قانون مورفی D:) ادامهی گفتن ACT برای اون دوست عزیز :)) تولد حمید و سینا تحلیل فیلم "بودای کوچک" تو کلاس ژرف تحلیل فیلم "Aviator" خوندن و ارائهی Catlle و
بیان ادبی احساس بعد از دیدن فیلم انجمن شعرای مرده - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
نیل مُرد، تو نمیر! نیل بخاطر انتظارات فراتر از توانش مُرد تو بخاطر توان فراتر از انتظاراتت نمیر... نیل نتوانست پدرش را نزید! نیل انتخاب کرد پدرش را.... بزید؟! نه! هیچکدام را نزیست.. تو خودت را بزی
گذر زمان - تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 13:34
دیروز، امروز، فردا معصومیت یتیم شده جنگجوی حامی حاکم و حکیم به این سادگی نبود، اما به همین شیرینی خواهد بود :)
تصویرسازی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:56
ناخودآگاهم داره لایه لایه بالا میاره انگار! هنوز نمیتونم با جمله بیانش کنم.. تصویر سازیش میتونم بکنم مثل دریاچهای میمونه که "ژرف" داره همش میزنه... گل و لجنها از زیر بالا میان و من این بالا نشستم
امروز، امسال، زندگی ادامه داره! - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:56
امروز بعد از مدتها (دقیقش رو بخوام بگم میشه بعد از 21 شهریور که آخرین روز خوب و شادی بود که داشتم) خوب شروع شد، خوب بررسی از مرجع ادامه طبق کپی رایت داشت و خوب هم تموم شد :) نه با حال بدی از خواب بیدار شدم، نه اتفاق بدی افتاد،

برچسب‌های مرتبط

mbti test | mbti types | mbti chart | mbti functions | mbti certification | mbti assessment | mbti meaning | mbti tumblr | mbti harry potter | اصلاحیه دینی