خرید بک لینک

پیش نوشت 1: اگه نخونیدش چیزیو از دست نمیدین! این متنها رو برای خودم مینویسم که بعدهها یادم بیاد چهها کردم توی این ماه :)

---------------------------

  • روتین: شنبه ظهر تا 2شنبه ظهر رودهن، کلاسهای مجازیِ دانشگاه، دیدن دو-سه قسمت سریال وایکینگز، دیدن داییها و بچههاشون، ریلکسیشن و جمعآوریِ انرژی برای یه هفتهی سنگین دیگه :)) / ظهر 2شنبه تا 5شنبه شب شرکت و جلسهها و کارهای مختلف و مطالعه و ...... همهی اینا تو وسط دی بودن. بعدش دو هفته کامل تهران بودم و توی فرجهی امتحانای ترم، کارای شرکت رو پیش بردم که بتونم زمان امتحانا بیشتر برای خودم و درسام وقت داشته باشم. دو هفته ی آخر دی خیلی سنگین بودن....
    کلی کتاب هم خوندم توی این ماه (درسی، روانشناسی غیر درسی، شعر، نمایشنامه و داستان کوتاه)
  • جشن یلدای شرکت :) کلی خوش گذشت و حرفای خوب و ...
  • مشاوره: مامان، کاظم، یاسر، سها، پگاه، حورا، سارا،
  • سریال: وایکینگز، فرندز، بلک میرور، پایتخت، قهوهی تلخ، Mr. Bean
  • فیلم: Soul، استاد و فرمانده، سی و ششمین تالار شائولین، لایو دکتر شاهرضا و دکتر سرگلزایی
  • جلسه: یاسی، صادق، یاسر، جلسه هفتگیِ مدیران، دیآرک، میلاد، سارا، حوریه، شیما، علیرضا، خانم شریفی، مصاحبه خانم نورمندی، امیرحسین و مینا
  • قهوه و گپ عمیق با پدرام :) با پدرام و افسانه 1 روزه رفتیم کرج خونهی رضا..
  • پایان نگارش ورژن دوم کتابم ^_^
  • شروع کلاسهای دکتر شفیعی (مهارتهای زندگی)
  • بلاگ نویسی (ویرگول یا اینجا)
  • کارورزی (بیمارستان اعصاب و روان نیایش): عجیبترین Case، یه خانم 35 ساله بود که پارانویای شدید با هذیان داشت...
  • بایگانی مشاورهها و جلسات شرکت
  • مرتب کردن مجدد هارد اکسترنالم :)))
  • غم سالگرد پونه و آرش و کلافگی و بیانرژی بودن چند روزم
  • دورهمی شام کافه ایزار برای بچههای شرکت به مناسبت وصول شدن حق مشاورههای کاناداییم :)))
  • خوندن یه سری PDF برای یاد گرفتن یه بخشی از کارم توی منابع انسانی...
  • کافه لمیز با یاسر و حوریه :)
  • بالاخره ویدیوهای دیآرک به من هم رسید :) مدرس شخصیتشناختی تیم (B
  • دیدن TED و ویدیوهای تلگرامی..
  • Finally، ترسیم چارت سازمانی...
  • شیما به عنوان اولین نیروی (غیر خودم) منابع انسانی به من تحویل داده شد :)))
  • امتحان تجربی: 20 D:

------------------------------------

پ.ن.1: شروع خلوتتر ولی پایانش شلووووغ بود.. یه کم انرژیم افت داشت این ماه (بخاطر نیازم به سفر و نداشتن وقت برای خودم..)

پ.ن.2: خدایا! زمستون امسال رو سخت نگیر لطفا بهمون... بذار یه سال خوب تموم شه :)) سپاس!

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 5 اسفند 1399 ساعت: 19:56

صفحه بندی