خرید بک لینک

وقتی هزار تا چیز توی سرت هست نمیتونی بخوابی ...

آیندهی نامشخص، رشته تحصیلی، کار، زندگی، رابطه عاطفی، روابط خانوادگی، دوستان و ......


من میگم هزار تا، شما میخونین هزار تا، اما واقعا هزااااار تاست! یه جوریه که اصن نمیدونم به کدومش فکر کنم! نمیدونم کدومو کجای دلم و کچای افکارم بچپونم :|

هرکدوم بخشهایی که بالا گفتم رو میشه به کلی زیر-بخش تقسیم کرد :/ به هر بخشی که فکر میکنم یه حسی بهم میگه چیزای مهمتری هم هستن که داری از دستشون میدی!


رشته: الگوریتم؟ روانشناسی؟ انصراف بدم؟ مطمئنم؟ هزینههای هرکدوم انننقدر زیاده که اصن نمیتونم به هیچکدوم فکر کنم هنوز :|

کار: سنجمان، خانهی نوآوری، یا یه شرکت دیگه (مثلا سحاب)؟ کار خودم، طراحی دورهها، کتابم، پوفففف

رابطه: فرزانه؟ میشه هنوز؟ کلا نشدنیه! نه؟ کسی میشه بشه جاش؟ تا کی میخوام دست و پا بزنم و رها نشم و رها نکنم؟

روابط خونوادگی: من و بابام .... یحیی و باباش ..... رودهنی که بهم انرژی قبلو نمیده :""

دوستان: فا.ضی.

یا.خا.

کی.اع.

می.بر.

فر.ها.

بازم هست!


بازم هست!


-------------------------

پ.ن.1: بازم هست!!!

پ.ن.2: ما را همه شب نمیبرد خواب! حتی شبایی که میخوابیم :"

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 19:24

صفحه بندی